![]() |
![]() |
|
| در پیچ پیچ کوچه بی انتهای عشق تا می رسم به نام تو مسدود می شوم |
|
مرا با خودت رو به بالا ببر به هر جا كه خواهي، از اينجا ببر تو از قله ي شعر بالاتري به آن قله هاي تماشا ببر شتابان به سمت دلم پر بگير به چشمان پر اشك دريا ببر دلم از سكوت و سياهي گرفت به هر جا كه شوري ست برپا ببر به آنجا كه تنها تو باشي فقط به آنجا كه تنها تو، تنها ... ببر به شكرانه ي هر كه عاشق تر است غزلوار تا صبح فردا ببر بزن زخمه بر ساز خاموش من به يك غمزه تا اوج غم ها ببر |
|
+ تاريخ آپ:
دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 11:46 به قلم: عادل تی ان تی |
|
![]() |
|
+ تاريخ آپ:
دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 1:54 به قلم: عادل تی ان تی |
|
|
منتظر ديدار تو هستم، سهل است بگويم که گرفتار تو هستم، من در پي اين حادثه غمخوار تو هستم، هر چند که دور از مني و من ز تو دورم، بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم. نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد. گناهم را نميدانم، تقاصم را سبکتر کن، مرا اين گونه آزردن، خدا را خوش نميآيد، مرا از غم رهايم کن، جوابي ده مرا يارا که اين سان بودن و مردن، خدا را خوش نميآيد، بگو جانا گناهم چيست که اينگونه سزاوارم؟ که هر شب خون دل خوردن خدا را خوش نميآيد، دلي پر درد و آه دارم، که آن را غرور من بها دار زير پا بردن خدا را خوش نميآيد... بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي کاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاک بازان... يک قطره اشک مى اندازم تو دريا - تا زمانى كه پيداش كنى دوستت دارم. - اگه پيدا كردي اون وقت تو رو فراموش مي كنم. لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد، مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیر برفه. درسته که هوا رو گرم نمی کنه، ولی آدمو دلگرم می کنه. دوست داشتن را بايد از دختر بچه ها ياد گرفت. آنها در مقابل محبتي كه به عروسك خود مي كنند از او انتظار محبت متقابلي ندارند آنها بدون هيچ توقعي عروسكشان را دوست دارند و دوست داشتن واقعي يعني همين. بوسه يعني وصله ي شيرين دو لب... بوسه يعني مستي از مشروب عشق... بوسه يعني لذت دل دادگي... لذت از شب . لذت از ديوانگي... بوسه يعني حس خوبه طعم عشق... طعم شيريني به رنگ سادگي... بوسه يعني آغازي براي ما شدن... لحظه ي با دلبري تنها شدن... بوسه سرفصله کتاب عاشقي... بوسه رمز وارد دلها شدن... بوسه آتش مي زند بر جسم و جان... بوسه يعني عشق من با من بمان... تو بودی باور من-تو یار و یاور من- تو بودی عشق اول-رفیق آخر من- تو بودی شور هستی-رفیق خوب مستی-تو بودی کعبه ی عشق-مثل خدا پرستی... |
|
+ تاريخ آپ:
یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 18:12 به قلم: عادل تی ان تی |
|
|
گفتی که دنیا را پر از غم دوست داری پس مطمئن هستم مرا هم دوست داری گفتی نمیخواهی ببارم عشق اما شعر غریبی را که گفتم دوست داری باز در کلبه ی عشق عکس تو مرا ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک چشم مرا جاری کرد من بی تو یک بوسه ی فراموش شده ام؛ یک شعر پر از غلط ؛ یک پرنده ی بی آسمان؛ یک نسیم سرگردان؛ یک رویای نا تمام قلب مهربانت مثلثی را مي ماند در درياي عشق مرا در خود كشيدي برموداي من !!! |
|
+ تاريخ آپ:
یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 11:50 به قلم: عادل تی ان تی |
|
![]() |
|
+ تاريخ آپ:
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 22:32 به قلم: عادل تی ان تی |
|
|
خداحافظ گل لادن تموم عاشقا باختن ببين هم گريه هام از عشق چه زندوني برام ساختن **** خداحافظ گل پونه گل تنهاي بي خونه لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه **** يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند **** تو اين شب هاي تو در تو خداحافظ گل شب بو هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو **** خداحافظ گل مريم گل مظلوم پر دردم نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم **** نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم **** نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني **** تو اين روياي سر دم گم خداحافظ گل گندم تو هم بازيچه اي بودي تو دست سرد اين مردم **** خداحافظ گل پونه كه باروني نمي توني طلسم بغضو برداره از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....! **** خداحافظ همين حالا همين حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام **** خداحافظ کمی غمگين به ياد اون همه ترديد خداحافظ کمی غمگين به ياد اون همه ترديد **** به ياد آسمونی که منو از چشم تو ميديد اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده اس **** نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده اس خداحافظ واسه اينکه نبندی دل به رؤيا ها **** بدونی بی تو و با تو همينه رسم اين دنيا خداحافظ خداحافظ همین حالا خداحافظ |
|
+ تاريخ آپ:
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 19:45 به قلم: عادل تی ان تی |
|
|
هرگز عاشق مشو مگر آن زمان که بتوان همه عیب های آدمی را تحمل کنی.
(تامس کمپیون) عشق به سویی کشدم عقل به سوی دگر(اووید) به شما حکمی تازه می دهم که یکدیگر را دوست بدارید چنان که من دوستتان
می داشتم(انجیل یوحنا) زن و شوهر عاشق یک دنیا باهم حرف میزنند بدون آنکه لب باز کنند.
(ضرب المثل پرتغالی) پروردگارا که بود آن دیوانه ای که بوسه را اختراع کرد؟(جاناتان سویفت) علت عشق ز علت ها جداست عشق اسطرلاب اسرار خداست ( مولانا) ز شبنم عشق خاک آدم گل شد صد فتنه و شور در جهان حاصل شد چون نشتر عشق بر رگ روح زدند یک قطره از آن چکید و نامش دل شد (بابا افضل) نور عشق ظلمت گناه را می پراکند (پائولو کوئیلو) |
|
+ تاريخ آپ:
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 12:50 به قلم: عادل تی ان تی |
|
|
به نام آن که عشق را با خون به هم پیوند داد در کوچه ای خلوت به دنبال عشق می گشتم عشقی که تا ابد با من باشد عشقی که بتواند من را درک کند در کوچه ی خلوت گلی را دیدم گلی که پر از احساس و پر از خون جاری از عشق بود. شاید شما فکر کنید که کوچه ی خلوت فقط برای قصه هایی از جدایی است ولی نه بعضی از کوچه های خلوت انسان رو به عشق نزدیک تر میکنه . در آن کوچه یک گلی بود که شاخه ای شکسته داشت گلبرگ های آن پرپر شده بود و جز آه و ناله چیزی برای حرف نداشت . من آن شاخه ی خشکیده را به خانه بردم از او مراقبت کردم او را در جایی قرار دادم که سرور تمام گلها شود به آب دادم از خورشید خواستم که بهترین نور خود را به گل بتاباند تا آن گل شایسته ی سروری گلها را داشته باشد . من از او آن قدر مواظبت کردم گاهی دستم از خارهای آن گل زخمی میشد ولی با هر رنج و زحمتی بود آن را به درجه ی سروری رساندم . حال من آن گل را در گلدان خود نگه داشته ام و او را همچون خدا میپرستم و او هم با بوی خوش خود مرا سر مست میکند. |
|
+ تاريخ آپ:
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 4:49 به قلم: عادل تی ان تی |
|
![]() |
|
+ تاريخ آپ:
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 4:47 به قلم: عادل تی ان تی |
|
![]() |
|
+ تاريخ آپ:
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 3:37 به قلم: عادل تی ان تی |
|
|
تو هم با من نبودی * * مثل من با من * * و حتی مثل تن با من تو هم با من نبودی * * آنکه می پنداشتم * * باید هوا باشد و یا حتی گمان میکردم این تو ٬ باید از سیل خبر چینان جدا باشد تو هم با من نبودی تو هم از ما نبودی * * آنکه ذات درد را * * باید صدا باشد ویا با من چونان همسفر شب باید از جنس من و عشق و خدا باشد تو هم از ما نبودی تو هم مؤمن نبودی بر گلیم ما و حتی بر حریم ما ساده دل بودم که می پنداشتم دستان نااهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد تو هم از ما نبودی یار * * ای آوار * * ای سیل مصیبت بار |
|
+ تاريخ آپ:
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 3:21 به قلم: عادل تی ان تی |
|
|
دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی استنمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است. عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چراخیس نشد. سر گشته ام از این همه راهی که ندارم گاهی که تو را دارم و گاهی که ندارم من مانده ام و لایق تیغی که نبودم منمانده ام و فرصت آهی که ندارم. کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای؟ و من برایزندگی تو را بهانه می کنم. ویلیام شكسپیر میگه : زمانی كه فكر می كنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یكی یه گوشه دنیا هست كه واسهدیدنت لحظه شماری می كنه... نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرفهايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هايمن براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام. من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی همآغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشقشوی آرزو دارم |