![]() |
![]() |
|
| در پیچ پیچ کوچه بی انتهای عشق تا می رسم به نام تو مسدود می شوم |
|
اینم اشعاری زیبا از ایرج میرزا درباره مادر «گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهان گرفتن آموخت شبها بر گاهواره من بیدار نشست و خفتن آموخت لبخند نهاد بر لب من بر غنچه گل شکفتن آموخت دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوهٔ راهرفتن آموخت یک حرف و دو حرف بر زبانم الفاظ نهاد و گفتن آموخت پس هستی من ز هستی اوست تا هستم و هست دارمش دوست» اینم یه شعر دیگه از ایرج میرزا «پسر! رو قدر مادر دان که دایم کشد رنج پسر بیچاره مادر برو بیش از پدر خواه اش که خواهد تو را بیش از پدر بیچاره مادر نگهداری کند نُه ماه و نُه روز تو را چون جان به بر بیچاره مادر سپس چون پا گرفتی، تا نیفتی خورد غم بیشتر بیچاره مادر به مکتب چون روی تا بازگردی بود چشمش به در بیچاره مادر نبیند هیچکس زحمت به دنیا ز مادر بیشتر، بیچاره مادر تمام حاصلش از زحمت این است که دارد یک پسر بیچاره مادر» |
|
+ تاريخ آپ:
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 14:37 به قلم: عادل تی ان تی |
|
|
نشانی خانه ی دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار 0 اسمان مکثی کرد0 رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید وبه انگشت نشان داد سپیداری و گفت نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر است ودر آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی است0 می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ،سربه در می ارد پس به سمت گل تنهایی می پیچی دو قدم مانده به گل پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی وترا ترسی شفاف فرا می گیرد0 در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی کودکی می بینی رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه ی نور واز او می پرسی خانه ی دوست کجاست؟ |
|
+ تاريخ آپ:
دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 13:39 به قلم: عادل تی ان تی |
|
|
منو قابل نمی دونی یکمی اینجا بمونی حالا که رفتنی هستی چرا بازم نمی خونی بگو غیر از دل عاشق چی بدم تا باشه لایق توی این دو روز دنیا بشی با دلم تو صادق برم قربونه خوبی هات بگی هر جا میام باهات تویی عاشق ،فریب و من شدم دیوونه چشمات بگیر این قلب نا قابل نذار این دل بشه قافل تمومش کن که جز این دل ندارم هدیه ای قابل قروبا بی تو بد جوری دلم تنگه از این دوری |
|
+ تاريخ آپ:
یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 21:28 به قلم: عادل تی ان تی |
|
|
یه دنیا عاشقم وقتی که با یاد تو می خونم تو این زندون تنهایی برات کلی پریشونم یه روز رفتی از این خونم یه روز گفتی نمی مونم یه روز قهر و یه روز آشتی یه روز گفتی پشیمونم به هر سازه تو رقصیدن ولی چیزی نپرسیدن از این که بی خبر بازم بری از خونه ترسیدم شدی چند روزی مهمونم ولم کردی و داغونم فریبم دادی انگاری گمون کردی نمی دونم ولی من خاک پات هستم هنوزم چشم برات هستم ندیدی آخه محتاجم هلاکه یک نگات هستم گذشته کار از این حرفا خدایا کاری کن با ما بذار عاشق بشه اونم یه عاشق مثل اون روزا |
|
+ تاريخ آپ:
یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 17:10 به قلم: عادل تی ان تی |
|
|
من خیالاتی شدم یا اینکه اینجایی هنوز واقعی هستی و یا هم جنس رویایی هنوز باز میترسم مبادا سایه هایت گم شود گرچه در چشمان من هر روز پیدایی هنوز باوجود اینکه تو مثل حبابی گفته اند در خیال عــــاشــــقـــــم مانند دریایی هنوز چشم هایت را نگیر از من، کمی بگذار تا اینکه از چشمت بفهمم بهترین هایی هنوز بیت آخر که رسیدم سایه ات کم رنگ شود وهم شیرینم نرو، اینجا تو از مایی هنوز |
|
+ تاريخ آپ:
یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 17:8 به قلم: عادل تی ان تی |
|
|
سحر نشین می گم کاشکی کاشکی تـو نـازنین دوسـم داشتـی داشـتـی الــــهـی تــا غــروب عــمــر مــن نـبـاشـی قهـر بـاشـی آشـتـی آشـتی دوســـــت دارم آره دوســـت دارم دوســــــــت دارم بـــــــــه خــــــدا تــو خـسـتـگـی تــو راه زنــدگـــی تـــــــــو رو دارم بــــــه خــــــــدا نــمــاز عــشـــقــــم بـه پای توست عــبـادت مـــن چــشــای تــوســـت نــفـــس نــفـــس از تـو مـی کـشــم تــرانــه ی مــن بـــرای تــوســــت ســحــر بــه عــشـق تـو پـا می شم بـه عــشــق تــو مـبـتـلا مــی شـــم |
|
+ تاريخ آپ:
یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 17:7 به قلم: عادل تی ان تی |
|
|
دلم تنهاترین دلهاست اینجا که از دست رفاقت تیر خورده دلم با پای خسته لنگ لنگون تن زخمیش و از کوی تو برده قدیما مونس و یارش تو بودی ولی حالا دلم تنها ترینه چه خوش بودم به حرفای دروغت که عشق من پناه آخرینه خسته ام من ، خسته |
|
+ تاريخ آپ:
یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 17:5 به قلم: عادل تی ان تی |
|
|
پنجره ها رو وا کنین که عشقم از سفر میات برای غربت شبم مژده ای از سحر میات صدای پاشو می شنوم تو کوچه ها قدم زنون پر میکشه دلم براش به سوی ماه تو آسمون به سوی ماه تو آسمون اهای اهای ستاره ها فانوس راهمون بشین بگین بیات از این سفر تو این شبه ستاره چی تو این شبه ستاره چی پنجره ها رو وا کنین گل بریزین سبد سبد میات که پیشم بمونه گفته که نمیره تا ابد ستاره ها بهش بگین جدایی و سفر بسه بگین که این شکسته دل یه عمره که دلواپسه یه عمره که دلواپسه اهای اهای ستاره ها فانوس راهمون بشین بگین بیات از این سفر تو این شبه ستاره چی |
|
+ تاريخ آپ:
یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 17:4 به قلم: عادل تی ان تی |
|
|
بنام خدا و بنام محبوبم سلام نازنينم سلام به تو كه بهتريني و برايم بهترين خواهي ماند. سلام به تو كه مقدس ترين آفريده خدائي و مرهم اين جان خسته . خورشيدي در شب هاي تار، گل سرخي در كويرتنهائي ، سيب سرخي در شوره زارغربت ، قصه اي در شب هاي دراز زمستان . تو پرنده اي هستي در آسمان خلوت زندگي من كه هرنفسم به تو مي انديشم و با خيال زندگي مي كنم . |
|
+ تاريخ آپ:
یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 16:45 به قلم: عادل تی ان تی |
|
|
صفحه نخستين باران عشق تماس با من آرشيو |
| درباره من |
امروز زلف آرزوهایم را یکی یکی شانه زدم و به فردایی بارانی هدیه دادم اما فطرت عاشقانه ام را بر بال سخاوت نوشتم تا به رنگین کمان برسد.امروز آغازی پاک با نگاه خورشید داشتم و با نگاه ستاره غروبی تازه را حس کردم.
این دردیه که مهمون همیشگیه این دنیای زشت و زیباست... این وبلاگ رو تقدیم می کنم به اونایی که هیچی ندارن جز یه قلب برای عاشق شدن... خدا شما رو خیلی دوست داره... خــــــیــــــــلــــــــــی... به وبلاگ باران عشق خوش آمدید. |
| دوستان من |
|
عشق به رنگ پاييز به تو که بهتريني کوچه بی انتهای عشق به آئين دل خسته ساناز و توت فرنگيش |
| موضوعات باران عشق |
|
نامه های عاشقانه -1 نامه های عاشقانه -2 شعر کارت پستال های عاشقانه نامه های عاشقانه -3 جملات عشقی شعر-1 اس ام اس های عاشقونه کارت پستال های عاشقانه-1 جملات عشقی-1 |
|
RSS
|